۱۳۹۳/۱/۲۲

آقای روحانی شما مسئولید


    آقای روحانی شما به عنوان مسئول دولت ،شما به عنوان "رئیس شورای عالی امنیت ملّی" موظفید جلوی توحش این جرثومه های فساد را بگیرید . شما موظفید پاسدار حرمت و آبروی ایران و ایرانیان باشید. شما میدانید که این توحش ها رسم و مرام ایران و ایرانی در هیچ برهه ای از تاریخ این سرزمین کهنسال نبوده است.

    ایران ستیزی این قوم بربرکه سالهاست بر همگان مبرهن است ، اینها با این توحش دین خدا را نیز به آتش می کشند. اینها که مدعی دیانتند.این است اخلاق اسلامی؟ این است پاسخ احترام مرحومی که به فرهنگ ما احترام گذاشته؟

    آقای روحانی  بالا غیرتا حرکتی کنید و مگذارید بیش از این نام ایران و ایرانی را در دنیا به لجن بکشانند.
---------------------------------------------------------
گزارش تصویری از حمله عناصر حزب الله به مقبره ایران شناس آمریکایی پرفسور پوپ در اصفهان(پل خواجو)





 

 


 

۱۳۹۳/۱/۱۶

دفاع جانانه دکتر خزعلی از اهل سنت



 آزادی مرزبانان مبارک آزادی چهار سرباز بیگناه خوشحالمان کرد اما جای خالی یکی هرگز پر نمی شود، مسئولیت این ترور و گروگانگیری به عهده کسانی است که باب گفتگو را بسته اند، کسانی که بذر خشونت پاشیدند و امروز خشونت درو می کنند، هرگز نمی خواهیم تروریست را تبرئه کنیم، نمی خواهیم جواز گروگانگیری صادر کنیم! اما می خواهیم بگوییم که جمشید دانایی فر قربانی سوء تدبیر چه کسانی شد ! آن روز که خانواده منتقد را به گروگان گرفتیم تا به کشور باز گردد، او را به گروگان گرفتیم! آن روز که قبر بتون ریزی شده دانشجوی کرد را نشان مادرش دادیم، جمشید را دفن کردیم! آن روز که اجازه احداث مسجد به اهل سنت ندادیم، اجازه قتل او را صادر کردیم! آن روز که اجازه نماز عید به دیگران ندادیم، نماز میتش را خواندیم! آن روز که پس از 30 سال با منت و در حاشیه سفر رهبری به کردستان اجازه دادیم که برادران اهل سنت اذان بگویند، تلقین مرزبان را خواندیم! آن روز که وزیر کشور گفت: ما برای استانداری یک فرد بومی پیدا نکریدیم، سربازمان فدا شد! آن روز که حاضر نشدیم حتی وزیر ورزش ما اهل سنت باشد، دانایی فر شهید شد! آن روز که کلاس قرآن مسجدی در سنندج را بستیم و همه را به بند 209 بردیم، جمشید را ذبح کردیم! آن روز که مولوی را ممنوع الخروج و ماموستا را در حبس و حصر
کردیم، او را به اسارت فرستادیم! مسئولین بدانند که خون جمشید ها بر دوششان سنگینی می کند، باید بیاموزند حسن تعامل با همه اقوام، ادیان و مذاهب را! عزیزان ما در خطرند و علت العلل بی تدبیری رجال سیاسی ماست! خانواده جمشید هم فردا مثل شهدای هسته ای نیایند با یک مصاحبۀ نمایشی، خدای ناکرده آب به آسیاب دشمنی ها بریزند، باید دشمنی را از ریشه کند. ریشه درد را باید یافت و درمان کرد، هی نگوییم وهابیت چنین و چنان می کند، ببینیم ما چه کردیم، ما برای مردم مظلوم بلوچستان چه آوردیم؟
     علمای اهل سنت در خاتمه این گروگانگیری تلاش زیبایی کردند و این رابطه باید همواره در راستای وحدت بین مذاهب استوار بماند، اینطور نباشد که در این سختی ها به یاد آنها بیافتیم و از فردا فراموششان کنیم. اگر علما و بزرگان و ریش سفیدان سیستان و بلوچستان همراه باشند، هرگز تروریست ها پایگاهی و بهانه ای برای تندروی و خشونت نمی یابند. بریدن سر ریگی هم درمان درد نشد، بیایید با آشتی ملی، دست برادران اهل سنت و بلوچ را بفشاریم و بجای چنگ و دندان نشان دادن، به صلح و دوستی بیاندیشیم، فراموش نکنیم که غائله کردستان به دست مردم کرد حل شد و این پیشمرگان کرد مسلمان بودند که در برابر تجزیه طلبان ایستادند، باید خود اقوام و مذاهب در بربر عناصر خودسر و تندرو بایستند، هر فشار خارج از قومیت و مذهب، شائبه جنگ قومی و مذهبی را دامن می زند، باید مدیریت بحران در بلوچستان را به مولوی عبدالحمید سپرد و او پرچمدار صلح و دوستی و آشتی ملی باشد. مولوی عبدالحمید در این سال ها همواره در کنار برادران شیعه منادی وحدت بوده است و خواهد بود. امیدواریم این آخرین حادثه تلخ در سیستان باشد و روزهای خوش آشتی را با برادران بلوچ خویش جشن بگیریم، سپاه هم دنبال انتقام نباشد و اقتدارش را چون نبی اکرم (ص) در عفو بجوید. فرقی نمی کند، آنکه شما می کشید هم یک ایرانی است، باید ریشه این اختلاف برچیده شود و همسر و مادر جمشید هم می خواهند که جمشید آخرین شهید این بلوا باشد. البته اگر زودتر راه ریش سفیدی پیش می گرفتید، اینک جمشید هم در میان ما بود، حضرات فکر کنند اگر او فرزند یک مسئول بالارتبه بود، همین گونه عمل می کردید؟ به امید بازگشت صلح و دوستی در بلوچستان 1393/1/15 مهدی خزعلی

۱۳۹۱/۸/۲۸

مستند مافیای مداحی و مغزشویی

یک مستند اجتماعی از فجایعی که در غالب ترویج مداحی و خرافات شیعه و تاثیرات زیان بار آن بر روان جمعی جامعه ایرانی و تبعات سیاسی- اجتماعی شوم ناشی از عملکرد شبکه مافیای مداحی ،اختصاص یافته است؛ این مافیای مداحی از بدو تاسیس با حذف مداحان و پیر غلامان سنتی کنترل پرجمعیت ترین هیاتها ی مذهبی پایتخت و سایر شهرستانها را به عهده گرفتند تلوزیون ملی ایران نیز در اقدامی هماهنگ پربیننده ترین ساعات پخش خود را در مناسبتهای مذهبی به مداحی و هنر نمایی سرحلقه ها و سایر اعضای متصل به این مافیا اختصاص داده است . این جمع نیز با جذب و پرورش نیروهای مذهبی و افراطی طرفدار رهبرر ایران منشات خدمات سیاسی و امنیتی بسیاری به رهبری ایران بودند تا آنجا که در بسیاری موارد این مداحان ماموریت یافتند تا جوانان مستعد هیاتهای مذهبی خود را برای گزینش و استخدام به شکل محرمانه به سازمان های امنیتی ایران معرفی نمایند. در انتخابات دور نهم و دهم ریاست جمهوری ایران با اتحاد تاکتیکی رهبری و احمدی نژاد رهبر ایران به مداحان خویش دستور داد در هیاتهای عزاداری مردم را به رای دادن به احمدی نژاد تشویق کنند . و این روابط گرم و صمیمانه تا مدتها پس از انتخابات نیز ادامه داشت. .. درادامه این برنامه به نقش مخرب این شبکه مافیای مداحی در سرکوب هرگونه جنبش آزادیخواهی در ایران ، برخورد با مقابله با اصلاحات ،ترور حجاریان و نقش سیاه این مداحان و شبکه های آنها در سرکوب جنبش سبز اشاره میشود. ملاحظه دقیق این برنامه نکات موشکافانه دقیقی را در خصوص فقر فرهنگی جامعه شیعه و چگونگی عملکرد رژیم ولایت فقیه در ترویج خرافات در بطن جامعه و بهربرداری از آن جهت پرورش ماشین سرکوب خود را آشکار میسازد. نه تنها مشاهده که انتشار این برنامه می تواند نقش به سزایی در جهت تنویر افکار عمومی جامعه و جوانان ساده دلی که در خطر این مغز شویی افراطی قرارگرفته اند داشته باشد.

۱۳۹۱/۶/۲۳

جنایت به بهانه توهین به مقدسات محکوم است


                                      دکتر کاوه احمدی علی آبادی
                                         فیلمی با دو اپیزود

کلیه مسلمانانی که به خاطر توهین به پیامبر اسلام در یک فیلم، تعدادی را کشتند –سفیر آمریکا و محافظان اش در لیبی-، بدون این که خود بفهمند، در عمل حرف های فیلم را تأیید کردند. چون فیلم پیامبر اسلام را خشونت طلب معرفی می کند و پیروان امروزش را با فلاش بکی که به سلفی ها می زند، همچون سرطان، و حالا با جنایتی که همان سلفی ها کردند، ادعای های ثابت نشده سازندگان فیلم را عملاً ثابت کردند و نشان دادند لااقل اینک پیروانی از اسلام هستند که به راحتی دست به جنایت می زنند و برای آن نیز دقیقاً به پیامبرشان متوسل می شوند. به عبارت واضح تر، آن فیلم توهین آمیز دو اپیزود داشت: اپیزود اول را که فیلمی غیرمستند با ادعای جنایت در اسلام بود آنان ساختند و اپیزود دوم را که فیلمی مستند بود سلفی ها ساختند که ثابت کردند لااقل اسلامی که آنان معرفی می کنند، دین جنایت است. رفتاری که هرگز در صدر اسلام دیده نمی شود و پیامبر و صحابه هرگز به خاطر توهین به خودشان حتی دست به توهین متقابل نمی زدند، چه رسد که آدم بکشند!؟ پیامبر آنفدر رئوف بود که حتی انسان های وقیح را با واکنش هایش شرمنده می کرد. کسی را که هر روز هنگام رد شدن اش از مسیری، بر سر او آشغال می ریخت تا به خیال خود از این طریق پیامبر را تحقیر کرده باشد، وقتی مدتی او را ندید، به خانه اش رفت برای عیادت اش و با همین رفتار پیامبر، او گریه اش گرفت و مسلمان شد. تکفیر و فتوای قتل برای توهین به مقدسات هرگز در صدر اسلام نیست و آن کار تعدادی فقیه است که برای دکانداری خودشان چنین کاسبی هایی راه انداختند. حتی بت پرستان و مشرکان صدر اسلام نیز در مقابل توهین به مقدسات شان کسی را نمی کشتند، بلکه چنان که قرآن توصیف می کند، تنها متقابلاً توهین می کردند، ولی اینک در قرن بیست و یکم، پیروان متعصب اسلام مثل آب خوردن آدم می کشند!
البته این مسأله در تاریخ جهان اسلام تازگی ندارد و در گذشته نیز به بهانه قرآن سوزی متعصبان دینی جنایت کردند. در موردی کشیشی مسیحی که خود می گفت، قرآن را نخوانده اما کسانی که ترور می کنند، خودشان مدام می گویند که از این کتاب الهام می گیرند، پس بدین نتیجه رسیده کتابی که باعث جنایت شود، نمی تواند چیز خوبی باشد، می خواهد قران بسوزاند. بعد تعدادی به خاطر اعتراض به این رفتارش ریختند بیرون و تنها در کشمیر بر اثر درگیری ها نزدیک به 100 نفر کشته شدند! با این اتفاق احتمالات و نگرانی های پشت ادعای آن کشیش دقیقاً ثابت شد. به عبارتی، وقتی شما یقه کسی را گرفته اید و می خواهید او را خفه کنید که چرا پیامبر اسلام و اسلام را دین خشونت و جنایت می نامد، با همین یقه گیریتان، حرف های ثابت نشده او، اینک ثابت می شود و دلیل زنده آن هم رفتار شماست. از همه بی ربط تر آن است که تعدادی فیلمی ساخته اند و شما تعدادی دیگر را که هیچ ربطی نداشتند، کشته اید. فیلم را تعدادی از مصریان و یهودیان ساخته اند، شما سفیر آمریکا و کارمندان سفارت آن را کشته اید!؟ حتی حق نداشتید، تعدادی یهودی یا قبطی دیگر را برای آن فیلم مواخذه کنید، و تنها کسانی که ان فیلم را ساختند، مسئول اند، چه رسد کسانی که هیچ ارتباطی با فیلم نداشتند. اگر هم مدعی هستید که چون فیلم در آمریکا ساخته شده و آمریکا نباید اجازه ساخت آن فیلم را بدهد، نشان می دهد که از مرحله پرت اید؛ چون در زمانی بسر می بریم که هر شخصی با همین دوربین های موبایلش به راحتی می تواند فیلم درست کند و در اینترنت بگذارد. حتی اگر کشور مصر یا لیبی در اختیار کامل سلفی ها هم باشد، باز نمی توانید در آنجا جلوی ساخت فیلم هایی از این دست را بگیرید و بسیاری فیلم می سازند و در اینترنت می گذارند، بدون آن که کسی مطلع شود. اساساً امروزه در عصری نیستیم که انسان ها با یک فیلم نظرشان در مورد یک دین تغییر کند و آنقدر علم و اطلاعات در جهان گسترده شده که با فیلم و نظریات له و علیه متفاوتی روبروست و خودش بنا بر درک و شعورش انتخاب می کند، ولی رفتارهای جنایتکارنه ای از این قبیل که پیروان ادیان انجام می دهند، به سرعت در رسانه های جهانی انعکاس می یابد و خود مهمتر از هر فیلمی بزرگترین شاهد برای دینی است که دیگران درباره اش قضاوت کنند. درضمن، حتی اگر پیامبرتان را هم کسی بکشد، شما می توانید قاتلان را قصاص کنید، نه کسانی که ربطی به آن ندارند! آن تعداد کشته ای که در کشمیر، لیبی و هر جای دیگر به خاطر توهین به پیامبر کشته شدند، شما مسئول مرگ شان هستید و بنا به فرموده قرآن در دنیا و آخرت باید پاسخگو باشید و توهین کنندگان به عنوان کسانی که سهواً یا عمداً به یک انسان بزرگ و بخشنده افترا زدند، محاکمه خواهند شد و شما به عنوان کسانی که در عمل حرف های آنان را ثابت کردید، محاکمه خواهید شد و کسانی نیز که آدم کشتند، به سبب جنایت شان محاکمه خواهند شد و بیش از هر کسی که بدون توسل به دین جنایت کرده عذاب خواهند کشید، چون بنام دین جنایت کردند و آن را لکه دار ساختند.
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
عضو هئيت علمي دانشگاه آبردين با رتبه پروفسوري
عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

۱۳۹۱/۶/۷

این گمشدگان را دریاب ( نقد خرافات 2 )

ای شبان بزرگ  رمه هایت گم شده اند ،این گمشدگان را دریاب 
چوپانی بنام علی بزهایش را در تپه های چمران گم میکند و هرچه می گردد آنها را نمی یابد
او برای پیدا شدن بزهایش روی خاک با چوبدستی تصویر تمام بزها را می کشد  نیت میکند و هفت سنگ را روی هم می گذارد به عدد بزها به درختی دخیل می بندد و هفت بار دور تپه ای می چرخد و بزهایش را صدا می زند و از فرط خستگی به خواب می رود
در خواب نوری سبز بر او ظاهر می شود و محل بزها را به او نشان می دهد. از خواب بیدار می شود و پس از ساعتی بزها را می یابد
چون مردم از این موضوع باخبر می شوند مرید او می شوند و او شبانی را کنار گذاشته و مولا و مقتدای مردم می شود.
منطقه‌ای مشهور به «آبادعلی» در شیراز سه‌شنبه‌های اول هر سال شاهد حضور جمعی کثیراز مردم است که برای برآورده شده حاجات خود آداب و رسوم عجیب و غریب این شبان را بجا می آورند!
آداب و رسوم منطقه‌ی آبادعلی!
در آداب و رسوم منطقه آبادعلی آمده است که حاجتمندان باید هفت سه‌شنبه بعد از سال تحویل در آن مکان که وقفه‌ی آن شبان می‌باشد حضور پیدا کنند و در ابتدای مسیر به آن تپه نیت کنند و چوپان علی را واسطه‌ی خود و خدا قرار دهند.
برای برآورده شدن حاجات باید در بین راه هفت سنگ را هرکدام به یک نیت روی هم گذارند و بعد از رسیدن به بالای تپه پارچه‌ی سبزی را به درخت آنجا گره زنند و شمعی را برای روشنایی  آن نوری که عابدعلی در آن شب دیده بود روشن و در دل نذری کنند و بر روی زمین و تخته سنگ‌های آنجا تصویر و یا نوشته‌ی حاجت خود را حک کنند.
عده‌ای از حاجتمندان نیز به نیت چوپان علی هفت باردور آن تپه می‌چرخند و عده‌ای دیگر نیز از آب چشمه‌ای که آنجاست وبزهای چوپان از ان نوشیده اند  به نیت شفا و تبرک با خود می‌برند.
حرکت به سمت تپه و واسطه قرار دادن «چوپان علی» بین حاجات خود و خدا!
خرید شمع و پارچه سبز!
گذاشتن هفت سنگ روی یکدیگر هرکدام به یک نیت!
گره زدن پارچه سبز به بوته‌های بالای تپه!
روشن کردن شمع به یاد نوری که «عابدعلی» دید!
نوشتن و کشیدن حاجات بر روی سنگ!
هفت مرتبه دور زدن تپه به صورت سینه‌خیز!وصدا زدن بزهای چوپان علی
برداشتن آب به نیت تبرک و شفا!
این جمع دلسوختگانی است که از دخیل بستن به مرده های هزاران ساله ودرخواست حاجت از این مرده ها در معابد ناامید شده اند
و اکنون شبان بزرگ را به یاری طلبیده اند.
 
چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟
.
.
.
.
 
در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان
همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما
که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان
چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟
خرد را فکندیم این سان زکار
نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟

به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود
در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر
نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت
از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد
چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند

به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم

بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن
اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است
بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم
 
فردوسی
 
 
 

--
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست
به صد دفتر نشاید گفت وصف الحال مشتاقی را

جوابیه پروردگار به یک منتظر



 
سوگند  به  روز  وقتی  نور می گیرد  و به شب  وقتی آرام  می گیرد  که من  نه تو را رها  کرد ه ام و نه با  تو دشمنی کرد ه ام. (ضحی 1-2)   افسوس که هر کس را به تو فرستادم  تا  به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس  30)  و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی.(انعام 4)  و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو  قدرتی نداشته ام(انبیا 87)  و  مرا به مبارزه طلبیدی  و چنان توهم زده شدی که  گمان بردی  خودت بر همه چیز  قدرت   داری. (یونس  24) و این در حالی  بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی   بگیرد نمی توانی از او پس بگیری  (حج 73) پس چون   مشکلات از  بالا  و پایین آمدند و  چشمهایت از وحشت فرورفتند، و قلبت آمد توی گلویت  و تمام  وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان  بردی چه گمان هایی .( احزاب 10)  تا زمین با  آن فراخی بر تو تنگ آمد  پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به  سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربان ترینم در بازگشتن. (توبه 118) وقتی در تاریکی ها  مرا  بزاری خواندی که اگر تو را برهانم  با من می مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما  باز  مرا  با دیگری در عشقت شریک کردی . (انعام  63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و  رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید  از من ناامید شده ای. (اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من  خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر 26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز    جز بخشندگی ام  باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟(انفطار (  6  مرا  به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را  در  آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره  به هم فشرده می کنم تا  قطره ای باران از  خلال آن  ها بیرون آید و به خواست من  به تو اصابت کند تا  تو فقط  لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود  (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را  در خواب به تمامی بازمی ستانم  تا به  آن آرامش  دهم و روز  بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم  و  تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار   ادامه می دهم. (انعام  60)  من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت  می دهم  (قریش 3)  برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگه  با هم باشیم (فجر 28-29)  تا یک بار دیگه  دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54)

۱۳۹۱/۳/۲۹

جمکران پرستی بس است ( نقد خرافات 1 )

اسلام دین خرافات نیست. اسلام دین شرک و بت پرستی نیست. اسلام آیین یکتا پرستی است. ستایش و خواندن هر معبود و مخلوقی جز خدای یکتا شرک است . و شرک در قرآن بزرگترین گناه است و به فرموده قرآن مشرکان پلیدند.
(تصویر ذیل بیانگر مشرکان امروز است)

رد اکید هرگونه شرک،مرده پرستی و امام زاده پرستی در قرآن :
http://eslahedini.blogspot.com/2012/01/blog-post.html